انحراف جنسی ( پارافیلیا ) چگونه درمان می شود؟

انسان‌ها به طور عمومی ماهیتی جنسی دارند. رفتار جنسی یک فرد فارغ از این که چگونه بروز پیدا کرده است می‌تواند تاثیر عمیقی بر زندگی وی بگذارد، این رفتارها می‌تواند شامل خودارضایی مخفیانه یا رابطه جنسی با شریک جنسی باشند.

همواره سکس با هدف تولید مثل انجام نمی‌شود. میل فرد به سکس می‌تواند به دلیل تولید مثل یا دلایلی غیر از آن ایجاد شود. درجه تمایل به رابطه جنسی و میزان مشارکت در این فرآیند به جامعه، فرهنگ، تربیت، عقاید یا تابوهای مذهبی، انتظارات و فرصت‌های فرد بستگی دارد.

هیچ جواب کاملا درستی برای این سوال وجود ندارد. چیزی که در یک فرهنگ طبیعی به نظر می‌رسد در فرهنگ دیگر رفتاری غیرعادی تلقی می‌شود.

تعریف طبیعی بودن از ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی شکل می‌گیرد و میزان انحراف از رفتار طبیعی نیز با همان معیارها سنجیده می‌شود.

به علاوه درجه انحراف در رفتارهای جنسی می‌تواند به وسیله مقایسه با هنجارهای فعلی موجود به صورت کمی محاسبه شود، اما این روش مقایسه ای برای تمامی رفتارهای جنسی و موقعیت‌های مربوط به آن امکان پذیر نیست.

در بیشتر موارد، فرد مورد بررسی، مشکلات جنسی خود را آشکار نمی‌کند، این موضوع خصوصا زمانی که رفتار جنسی بیان شده کاملا خارج از عرف و از نظر جامعه غیر قانونی به حساب می‌آید، بیشتر رخ می‌دهد.

این موضوع خصوصا در جوامعی پیچیده تر می‌شود که درمان پزشکی برای انواع مشخصی از رفتارهای جنسی را تشویق و تجویز می‌کنند. برای مثال همجنسگرایی را در نظر بگیرید، این مجموعه از رفتار‌های جنسی در حال حاضر نیز در بسیاری از جوامع و فرهنگ‌ها به صورت بیماری روانی شناخته می‌شوند و چنین رفتارهایی ممنوع هستند و با تنبیهات کیفری همراه می‌شوند.

این موضوع در حالی است که همجنس گرایی در غرب به عنوان یک رفتار جنسی پذیرفته شده شناخته می‌شود. رفتار جنسی یک فرد تا حد زیادی تحت تاثیر مذهب/ فرهنگ/ جامعه و در مقابل فرصت‌های جنسی فرد قرار دارد.

پسری که در یک مدرسه شبانه روزی تحصیل می‌کند فرصت رابطه با جنس مخالف را ندارد و بنابراین می‌تواند رفتارهای همجنس گرایانه از خود نشان دهد. این رفتارها نشان دهنده همجنس گرا بودن این پسر نیستند. این فرد ممکن است به جنس مخالف تمایل داشته باشد و می‌تواند در بزرگسالی رفتارهایی متناسب با آن از خود نشان دهد. بنابراین پزشکان باید میان این رفتارها تفاوت قائل شوند و تفاوت این رفتارهای جنسی با تصورات/ ترجیحات جنسی و یا هویت جنسی را متوجه شوند.

تاثیر فرهنگ بر رفتار جنسی

فرهنگ تا حد زیادی بر درجه وقوع انحراف از رفتارهای جنسی تاثیر می‌گذارد. نهادینه شدن فرهنگ به صورت چیزی تعریف می‌شود که فرد با بزرگتر شدن جذب می‌کند.

متخصصان در این مورد می‌گویند، نهادینه شدن فرهنگ شامل یادگیری مذهب و دنبال کردن مجموعه ای از الگوهای رفتاری و پاسخ‌ها است که می‌تواند شبکه‌های عصبی فرد را شکل دهد.

این مفهوم نهادینه شدن فرهنگ ماهیتی سیال دارد و به مدت زمانی بستگی دارد که فرد در فرهنگ و ارزش‌های مربوط به آن سپری می‌کند. هر چه زمان بیشتری صرف شود، درجه تاثیری که پاسخ‌های اجتماعی وی دریافت می‌کنند بیشتر است. فرهنگ می‌تواند از نظر مردانگی یا زنانگی و درجه آن متفاوت باشد. بعضی فرهنگ‌ها به هر دو جنس به صورت یکسان توجه می‌کنند، در حالی که بعضی فرهنگ‌ها چنین رفتاری ندارند.

فرهنگ‌های مردانه بیشتر نقش هدایت، موضع قدرت و سیستم پاداش مالی خود را به نفع مردان شکل می‌دهند، در حالی که در این فرهنگ‌ها زنان فرصت‌های کمتری دارند. برخی از متخصصان در مطالعه خود گفته‌اند چنین فرهنگ هایی بیشتر در معرض انحراف جنسی (پارافیلیا) هستند. نقش‌ها و انتظارات جنسی و گستره آنها در فرهنگ‌های متفاوت می‌تواند بر شکل‌ها و رخدادهای پارافیلیا (انحراف جنسی) تاثیرگذار باشند، زیرا در بسیاری از این بسترها نیازهای جنسی زنان نادیده گرفته می‌شوند.

در چنین بسترهایی زنان تنها برای تولید مثل حضور دارند. این موضوع می‌تواند دلیل وقوع بیشتر انحراف جنسی در مردان در مقایسه با زنان در محیط‌های فرهنگی مختلف را توضیح دهد. دلایل شناخته شده دیگری نیز برای این مسائل وجود دارند. به طور کلی دفعات تفکرات جنسی مردان به شکل قابل توجهی بیشتر از زنان است و لذت بدنی در رابطه جنسی برای مردان اهمیت بیشتری دارد. در زنان، ارتباط احساسی ناشی از رابطه جنسی به عنوان یک عامل انگیزشی اهمیت بیشتری دارد. رابطه میان فرهنگ و پارفیلیا به میزان قابل توجهی دینامیک است، زیرا فرهنگ‌ها و جوامع با گذر زمان به سرعت تغییر می‌کنند.

همچنین تاثیر مذهب و فلسفه زندگی افراد بر شکل گیری بیشتر رفتارهای جنسی اولیه و انحراف از آنها محتمل است. اسلام و مسیحیت میل و ارتباط جنسی خارج از فضای ازدواج را ممنوع کرده‌اند. در این ادیان فعالیت‌های جنسی به صورت یک وظیفه مقدس دیده می‌شوند، با این حال هر شکلی از میل یا تحریک جنسی به طور کلی ممنوع شده است. این تفکر با شدت زیادی توسط محققان مذهبی تبلیغ شده است.

آئین هندو نیز مانند اسلام و مسیحیت رابطه جنسی خارج از چارچوب و رابطه با محارم را محکوم می‌کند با این حال این آئین رویکردی مثبت به مسائل جنسی دارد و در نقاشی‌های کاماسوترا تقریبا تمامی جنبه‌های رابطه جنسی توصیف شده‌اند.

این موضوع یک تغییر بدوی در قیاس با جوامع رومی یونانی محسوب می‌شود که در آنها ترجیحات جنسی نسبت به رابطه جنسی مطلق زن با مرد سیال تر بوده است. رفتار جنسی در جوامع رومی یونانی بیشتر بر اساس برتری قدرت بوده است. در جوامع رومی- یونانی جدا از مسئله جنسیت، مردی که رابطه جنسی دخول را آغاز می‌کرد برتر در نظر گرفته می‌شده است و مرد یا زنی که در سمت دیگر رابطه بوده است زنانه و پست تر بوده است.

افراد در فرهنگ‌های متفاوت با کمک محرک‌ها، اسناد و عادت‌های فرهنگی ایجاد شده در طول زندگی و از طریق مشاهده، آموزش می‌بینند. افراد با مجموعه مشخصی از عادت‌های جنسی هماهنگ می‌شوند تا به عنوان شخصی منحرف شناخته نشوند. برای مثال، در شبه قاره هند، طب سنتی آیورودا، آب منی را بسیار با ارزش تلقی می‌کند و از دست رفتن آن به دلیل خودارضایی را عامل خستگی و فرسودگی می‌داند. این رفتار در میان هندوها یک انحراف شناخته می‌شود.

بنابراین وقتی در مورد پارافیلیا ( انحراف جنسی ) صحبت می‌کنیم، پزشک باید فضای فرهنگی رفتار را در نظر بگیرید و از نام گذاری وضعیت فرد با عناوین پزشکی پیچیده پرهیز کند. در بیشتر موارد، رفتاری که در یک جامعه، رفتاری منحرف شناخته می‌شود می‌تواند در جامعه ای دیگر رفتاری طبیعی باشد.

پارافیلیا با اختلالات پارافیلی تفاوت دارد

انحراف جنسی که به آن پارافیلیا نیز گفته می شود به میزان کمی از نظر رفتار جنسی انسانی مورد بررسی قرار گرفته و درک شده است. پزشکان علاقه دارند پارافیلیا را با اختلالات پارافیلی یکسان بدانند. برای مثال در DSM-5 اختلال پارافیلی به این شکل تعریف شده است: “بیمار به طور مکرر به ابزارهایی غیر از انسان برای برقراری رابطه جنسی تمایل دارد و به واسطه آنها برانگیخته می‌شود و یا وی به برقراری رابطه بدون رضایت تمایل دارد و این موضوع برای او یا دیگران پریشانی ایجاد می‌کند”. در این وضعیت، مشکل باید برای بیش از شش ماه ادامه پیدا کند، تا این موضوع به عنوان تشخیصی قطعی اختلال پارافیلی در نظر گرفته شود.

در این جا باید دقت کنید که پارافیلیا نمود کاملا متفاوتی دارد. یکی از محققان در تحقیقات خود بیان داشته است که تعریف انحراف جنسی ( پارافیلیا ) به میزان زیادی غیر واضح است و می‌تواند فهرستی از رفتارهای جنسی را در بر گیرد که توسط جامعه امروزی طبیعی در نظر گرفته نمی‌شوند. تعریف پارافیلیا تا حد زیادی توسط فشار اجتماعی و قوانین مشخص می‌شود.

انحراف جنسی اصطلاحی نسبتا غیر دقیق است. به چه میزان انحرافی، انحراف گفته می‌شود؟ این اصطلاح به خوبی قادر به کمی شدن نیست. در این اصطلاح، تفاوت میان رفتار جنسی طبیعی و غیرطبیعی نامشخص است. جامعه روانپزشکی آمریکا (APA) در نهایت با رای گیری به این نتیجه رسیده است که رفتار انحرافی جنسی یک اختلال روانی است و متاسفانه به نظر می‌رسد این دسته بندی بیشتر از فشار از جانب مقامات ایجاد شده است و شواهد پشتیبان کمی برای آن وجود دارد.

در مقابل می‌توان پرسید: چرا همجنس گرایی به صورت یک اختلال ذهنی در نظر گرفته نمی‌شود؟ هفتمین نسخه از DSM-2 همجنسگرایی را از تعریف حذف کرده است و لاوز و دانوهو (Laws and Donohue) در پژوهش خود بیان داشته‌اند که در بیشتر موارد قضاوت اخلاقی و جامعه تعریف رفتار انحرافی یا دسته بندی اختلال را مشخص می‌کند. ویکفیلد (Wakefield) نیز می‌گوید که اختلال زمانی تشخیص داده می‌شود که نشانه‌هایی از اختلال عملکردی (آسیب) در فرد مشاهده شود.

تضاد میان فرد و آداب اجتماعی که به عملی منجر ‌شود به این معنی نیست که فرد در حال رنج کشیدن است. برای مثال زنا را در نظر بگیرید، بیشتر جوامع و مذاهب این رابطه را محکوم می‌کنند، فرد مرتکب به این عمل نیز تنها بر اساس امیال خود عمل کرده است که از نظر بیولوژیک در محدوده طبیعی قرار می‌گیرد و موضوعی انحرافی محسوب نمی‌شود. به غیر از انسان در سایر گونه‌های دیگر جانوران نیز رابطه تک همسری، رابطه اصلی و طبیعی محسوب نمی‌شود. بنابرین در این جا ایراداتی به تعریف وارد می‌شود.

DSM-3 از اصطلاح پارافیلیا به عنوان جایگزینی برای انحراف جنسی در DSM-2 استفاده کرده است. در این مدت از اصطلاح پارافیلیا استفاده شده است تا این که دستور العمل DSM-4 توسعه داده شد. در دستورالعمل DSM-5 تفاوتی میان پارافیلیا و اختلال پارافیلی در نظر گرفته شد که در نسخ قبلی وجود نداشته است.

اصطلاح پارافیلیا اکنون به صورت اصرار مداوم یا مکرر یا الگوی شدید برانگیختگی جنسی غیرمعمول بدون هیچ گونه پریشانی همراه یا اختلال بالینی قابل توجه تعریف می‌شود. اختلال پارافیلی در مقابل به نوعی برانگیختگی جنسی غیرمعمول گفته می‌شود که با پریشانی بالینی قابل توجهی همراه می‌شود.

DSM-5 دو معیار را برای تشخیص معرفی می‌کند. معیار اول جنبه کیفی پارافیلیای مورد بحث را در نظر می‌گیرد (در این جا به صورت برانگیختگی به واسطه ایجاد رابطه جنسی با غریبه‌ها یا برانگیختگی در هنگام ایجاد درد در هنگام رابطه جنسی تعریف می‌شود). معیار دوم خروجی ناشی از پارافیلیا را در نظر می‌گیرد، برای مثال آسیب یا آسیبی که به فرد و دیگران وارد می‌شود. به علاوه اختلال باید پریشانی بالینی قابل توجه برای دوره ای حداقل شش ماهه ایجاد کند.

تشخیص اختلال پارافیلی زمانی صورت می‌گیرد که تمایل جنسی نامتعارف هر در معیار را داشته باشد. اثبات وجود پارافیلیا تنها با وجود معیار اول مشخص می‌شود. در این جا برای این از واژه تشخیص استفاده نمی‌شود که فرد تنها یک تمایل غیرمتعارف دارد که لزوما ماهیتی آسیب زا ندارد.

نیت از تغییر دستورالعمل DSM-5 کاهش ننگ ناشی از عنوان انحراف جنسی یا اختلال پارافیلی بوده است، با این حال خروجی این تغییر تنها به اشتباه بیشتر در فضای قانونی (جایی که قاضی‌ها و وکلا آگاهی کمتری از این اصطلاحات دارند) منجر شده است. برای مثال ممکن است حقوق حضانت کودک یک والد به دلیل تشخیص پارافیلیایی نظیر پدوفیلی از وی گرفته شود. در حالی که فرد به اختلال پارافیلی دچار نیست و شرط دوم را ندارد.

به طور کلی، پارافیلیا شامل امیال جنسی و الگوهای برانگیختگی متفاوتی است که با روابط از پیش تعریف شده و پذیرفته شده جنسی متفاوت هستند. تعریف دقیق پارافیلیا بر اساس آسیب شناسی کار دشواری است، زیرا مطالعه متمرکز بر آسیب شناسی نمی‌تواند به واسطه پیامدهای اجتماعی، قانونی و اخلاقی ایجاد شود که شامل شرکت کننده‌های مطالعه باشد. بنابراین ایجاد تشخیص علمی و شفاف از پارافیلیا در آینده ای نزدیک امکان پذیر نیست. ما در این جا تنها تشخیصی توصیفی خواهیم داشت که برای تمامی اهداف بالینی به کار خواهد رفت. جدول انواع متفاوت اختلالات پارافیلی را نشان می‌دهد.

 بررسی کوتاهی از انواع انحراف جنسی ( پارافیلیا)

اختلال پارافیلی

معیار تعریف

اختلال ویریست یا چشم چرانی جنسی

برانگیختگی شدید از دیدن افراد لخت یا دیدن آنها در فعالیت‌های جنسی

اختلال اگزیبیشن یا عورت نما

برانگیختگی شدید از نمایش آلت جنسی به دیگران

سادیسم جنسی

برانگیختگی شدید از ایجاد درد جنسی و روانی برای دیگران

اختلال فروتوریسم یا مالش

برانگیختگی شدید ناشی از مالیدن اندام‌های جنسی به دیگران (غریبه‌ها)

اختلال مازوخیسم

برانگیختگی شدید از آسیب دیدن، تحقیر شدن و رنج کشیدن خود

اختلال فتیشیسم

برانگیختگی شدید از تمرکز بر اعضای بدن غیر جنسی یا استفاده از اشیای غیر زنده

اختلال ترنسوست یا دگرجنس پوشی

برانگیختگی ناشِی از پوشیدن لباس جنس مخالف

پدوفیلی

برانگیختگی، نیاز و تصورات شدیدی که شامل کودکان نابالغ و کوچکتر از ۱۳ سال می‌شود.

آزار جنسی

در میان نمونه ای تصادفی از جمعیت (تعداد کل=۲۴۵۰)، تقریبا ۱۱ درصد مردان و بیش از ۴ درصد از زنان بیان داشته‌اند که حداقل یک بار با دید زدن رابطه جنسی دیگران برانگیخته شده‌اند.

مطالعات متعددی نشان می‌دهند که انحراف جنسی با رفتارهای آزار جنسی ارتباط دارد و به نظر می‌رسد یک عامل انگیزشی محسوب می‌شود. مطالعات همچنین نشان می‌دهند که انحراف جنسی می‌تواند عامل انگیزشی بازگشت به رفتارهای کیفری باشد.

رایج ترین پارافیلیایی که میان آزاردهنده‌های جنسی یافت شده، پدوفیلی و سادیسم هستند. چگونه انواع مختلف انحراف جنسی میان مجرمان جنسی توزیع شده اند؟ آیا یک مجرم به بیشتر از یک نوع انحراف جنسی یا پارافیلیا مبتلا است؟ این مسائل به طور کامل بررسی نشده‌اند. ابل (Abel) گزارش داده است که سه مورد پارافیلیا در مجرمان کودک آزار و دو مورد پارافیلیا در مجرمان جنسی دیگر تشخیص داده است.

اختلافات موجود در داده‌های گزارش شده می‌توانند ناشی از اختلافات تشخیص در تعریف دقیق پارافیلیا باشند. مطالعات جدیدتر نشان می‌دهند که نمونه مجرمان جنسی آنها به چندین پارافیلیا دچار هستند. مجرمان جنسی ای که بیش از یک مورد پارافیلیا دارند قربانیان بیشتری نیز داشته‌اند و در رفتارهای ارتباط با محارم بیشتری در قیاس با مجرمان بدون پارافیلیا مشارکت داشته‌اند.

در حالی که ارتباط میان اختلالات روانی و آزار جنسی به خوبی مشخص شده است، رابطه میان پارافیلیای جنسی و اختلالات روانی (psychopathy) به خوبی مشخص نیست. بعضی از مطالعات نشان می‌دهند که اختلالات روانی در کنار رفتارهای انحرافی جنسی، خطر اقدام فرد بر اساس فانتزی‌ها و تمایلات خود را افزایش می‌دهد . افراد مبتلا به اختلالات روانی که جنایتکاران جنسی و کودک آزار بوده اند، معمولا به پارافیلیای جنسی نظیر سادیسم و ویریست دچار هستند. این افراد خطر تکرار و آسیب رساندن به افراد بیشتری دارند.

مطالعات جدیدتر رابطه میان فانتزی‌های (امیال) جنسی و پارافیلیا را مورد بررسی قرار داده‌اند. به دلیل نگرانی‌های اجتماعی موجود، بیشتر مطالعات بر فانتزی‌های جنسی ای متمرکز بوده‌اند که به کودک آزاری پرداخته‌اند در حالی که توجه کمی به انواع دیگر مجرمان جنسی شده است. مجرمان کودک آزار به دفعات به تصورات و فانتزی‌های انحراف جنسی در مورد کودکان دچار هستند. با این وجود، فانتزی‌های انحرافی جنسی مختص مجرمان جنسی نیستند و افراد غیرمجرم نیز به فانتزی‌های انحرافی جنسی مشغول می‌شوند. در این زمینه به شفافیت و پژوهش‌های بیشتری نیاز است تا بدین شکل رابطه میان فانتزی‌های جنسی انحرافی، پارافیلیا و آزار جنسی به خوبی مشخص شود.

روش‌های درمانی انحراف جنسی

جراحی برای عقیم سازی در اوایل دهه هشتاد و نود میلادی رایج بوده است. این روش با وجود کارآمد بودن، بدون اشکال نبوده است و حتی مجرمان پدوفیل نیز بعد از عقیم سازی می‌توانند به روابط جنسی مشغول شوند. عقیم سازی شیمیایی از آنتی آنتروژن‌ها برای درمان استفاده می‌کند که درمانی گران قیمت محسوب می‌شود، زیرا ماهیتی مستمر دارد. هر دو روش عقیم سازی شیمیایی و یا با کمک جراحی اولین روش درمانی توصیه شده برای مدیریت اختلالات پارافیلی نیستند.

روان درمانی، خصوصا درمان‌های رفتاری شناختی، به طور مستمر برای درمان انواع متفاوتی از پارافیلیا استفاده شده‌اند. نتایج این روش‌های درمانی به شدت متغیر بوده‌اند. دلیل اصلی شکست بسیاری از موارد روان درمانی این است که فرد تحت درمان باید ابتلا مشکل را بپذیرد و پیش از شروع درمان احساس گناه کند. بازگشت این مشکلات در چنین روش‌های درمانی ای زیاد است. شرطی سازی خودارضایی و درمان‌های ایجاد نفرت نیز در درمان این مشکلات کارآمد نبوده اند.

انتقال دهنده‌های عصبی نیز نقش مهمی در ایجاد برانگیختگی‌های جنسی ایفا می‌کنند. مطالعات حیوانات نشان می‌دهند که انتقال پیام‌های عصبی حاوی سرتونین به کاهش برانگیختگی جنسی کمک می‌کند. اثر استفاده موقت از مهار کننده‌های بالابرنده عصبی سرتونینی (SSRI) نظیر فلوکسیتین در درمان اختلالات پارافیلی به صورت دوزهای روزانه ۲۰ تا ۸۰ میلی گرمی در مطالعات کوچک و گزارش‌های موردی فردی مورد بررسی قرار گرفته است. این گزارش‌ها نشان می‌دهند که کاهش خفیف تا متوسطی در خروجی جنسی کلی، فانتزی‌ها، شدت تمایلات جنسی و افکار و رفتارهای انحرافی ایجاد شده است.

در مطالعه دیگری مصرف نالترکسون برای درمان ۲۱ مجرم جنسی پسر و نوجوان مورد بررسی قرار گرفت، تقریبا ۷۱ درصد از شرکت کننده‌های مطالعه مزیت استفاده از ۱۶۰۰ میلی گرم دارو را ظرف مدت هشت هفته درمان گزارش کرده‌اند. بهبودهای ایجاد شده کاهش تکرار استمنا از دو بار در روز به دو بار در هفته بوده است، همچنین کاهش برانگیختگی و فانتزی‌های جنسی در افراد گزارش شده است.

مطالعات نشان می‌دهند که انتقال عصبی دوپامین نیز ارتباط تایید شده ای با افزایش برانگیختی جنسی دارد. داروهای کاهش دهنده عملکرد عصبی (نورولپتیک‌ها) در درمان پدوفیلی استفاده شده اند، زیرا این داروها انتقال عصبی دوپامین را مختل می‌کنند. مطالعات برچسب باز کوچک بر روی این بیماران نشان می‌دهد که این داروها آثار درمانی بسیار ضعیفی دارند، این درمان اثر ضعیفی بر تکرار افکار جنسی دارد، بعلاوه این داروها علائم اکستراپیرامیدال را به همراه داشته‌اند.

آگونیست‌های GnRH نیز برای درمان پدوفیلی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. آگونیست‌های GnRH پاسخگویی گونادوتروپ‌های هیپوفیز به FSH و LH درون زای تولید شده را کاهش می‌دهد. در ابتدای مصرف این داروها به افزایش تولید FSH و LH می‌انجامند و با ادامه مصرف دارو این افزایش با کاهش تولید آگونیست‌ها همراه می‌شود. در بیشتر آزمایش‌های بالینی آگونیست‌های GnRH، لوپرولید و تریپتورلین در دوزهای ۳.۵ تا ۷.۵ میلی گرمی و به صورت ماهیانه استفاده شده‌اند.

در این جا مطالعات برچسب باز با تعداد کمی نمونه نشان می‌دهند، لوپرولید در صورت مصرف ماهیانه و برای دوره ای یک تا سه ساله می‌تواند به میزان قابل توجهی افکار، امیال و نیازهای پدوفیلی و دفعات تکرار خودارضایی را کاهش دهد. سطوح تستوسترون نیز به سطح عقیم سازی کاهش پیدا می‌کنند، همچنین اختلال نعوظ نیز در این موارد مشاهده می‌شود. تحلیل رفتن استخوان به همراه گرگرفتگی به عنوان یکی از عوارض جانبی گزارش شده‌اند. بازگشت مشکل پس از قطع دارو نیز در مطالعات مختلف گزارش شده است.

داروهای آنتی آندوژن و پروژسترون نظیر سیپروترون استات (دوز ۵۰ تا ۲۰۰ میلی گرم در روز) نیز برای درمان پارافیلیا استفاده شده‌اند. آزمایش‌های تصادفی کوچک نیز نشان می‌دهند که دارونما از نظر کاهش نمرات خروجی جنسی، نعوظ ناخواسته روزانه و اورگاسم در زمان خودارضایی در مجرمان جنسی موثر است. در این موارد هیچ رخداد معکوس بزرگی مشاهده نشده است. مقادیر کلی تستوسترون نیز در این گروه از افراد کاهش داشته است. در مطالعه ای که ۳۰۰ مرد پارافیلی سیپروترون استات (دوز ۵۰ تا ۲۰۰ میلی گرم در روز) را به همراه IM 300 میلی گرم و برای دوره‌های دو ماهه تا هشت ساله دریافت کرده اند، بیش از هشتاد درصد افراد بررسی شده بازداری از میل جنسی را گزارش داده‌اند.

مشکل بزرگ درمان دارویی پارافیلی جنسی این است که روش‌های دارویی موجود شواهد علم محدودی در حمایت از خود دارند. در عین حال مطالعاتی که تا کنون انجام شده‌اند مشکلات سوگیری در نمونه گیری داشته‌اند و نمونه‌ها نیز به اندازه کافی تصادفی انتخاب نشده‌اند. سوگیری‌های نمونه گیری از آن جایی رخ می‌دهد که بیشتر مطالعات به بررسی کارآمدی داروهای متفاوت بر جمعیت ویژه ای از مجرمان جنسی زندان‌ها پرداخته‌اند. چنین نمونه ای نمی‌تواند نماینده همه افراد در مطالعات پارافیلی باشد.

به علاوه پارافیلی مورد بررسی در بیشتر مطالعات مسئله پدوفیلی است و پارافیلی‌های دیگر به اندازه کافی بررسی نشده‌اند. گوای و گارسیا (Guay and Garcia) در این مورد بررسی‌های خوبی در مورد روش‌های درمان دارویی موجود برای پارافیلیا داشته‌اند. با این وجود نکته اصلی نادیده گرفته شده است. همان طور که بالون (Balon) در مطالعه خود گفته است، چه چیزی در ابتدا به آغاز درمان می‌انجامد؟ آیا پریشانی بیمار این موضوع را آغاز می‌کند؟ آیا تعداد قربانیان یا هر عامل تشخیصی فهرست شده در DSM درمان را آغاز می‌کند؟ در مورد بیمارانی که هیچ احساس پریشانی از پارافیلیای خود ندارند چه کارهایی می‌توان انجام داد؟ آیا باید به درمان آنها پرداخت؟ آیا این درمان باید در کل مدت زندگی آنها ادامه پیدا کند؟ چه کسی هزینه‌های درمان را پرداخت می‌کند؟

این نوشته رو دوست داشتید؟

0
Share on facebook
اشتراک گذاری در فیسبوک
Share on twitter
اشتراک گذاری در توییتر
Share on linkedin
اشتراک گذاری در لینکدین
Share on telegram
اشتراک گذاری در تلگرام

سیستم پرسش و پاسخ

ثبت سوال جدید

ثبت سوال جدید غیرفعال می‌باشد.

پیگیری سوال قبل

برای پیگیری پاسخ سوال قبلی ، کد رهگیری خود که از طریق ای میل برای شما ارسال شده را در این قسمت وارد کنید تا پاسخ دکتر را مشاهده فرمائید
تصاویر پیوست امکان انتخاب تا ۵ تصویر وجود دارد. جهت انتخاب چندگانه کلید Ctrl را نگه دارید.
© همیارسیستم
زنبیل خرید